وبلاگ آدم را بد عادت میکند با آن گزینهی "ذخیره به عنوان پیشنویس"اش. وسوسه میشوی همه چیز را پیشنویس کنی، بعدتر بنشینی به ویرایش، خودت را بگذاری جای خواننده، جای مخاطب عام، مخاطب خاص، هی متن را بخوانی، چینش کلمات، جملهها را به هم بریزی. مفاهیم ساده را بپیچی در لفافهی ایهام و کنایه که چه حرف مهمی دارم میزنم من!، درز فاش شدنها را بگیری، سوتفاهمات احتمالی را یکسره قلم بگیری، شرط احتیاط را در جای جای متن لحاظ کنی و بعدتر پیش نویس قلع و قمع شده را ، عاجز و ناقص، با برچسب "متن کامل" منتشر کنی.
حالت دیگراش؟ آدم میماند و خیل بیشمار پیشنویسهای ذخیره شده، که نه به یاد دارد کی و نه چرا نوشته شدهاند و نه دیگر انگیزهی منتشر کردناشان مانده، آدم میماند و گزینهی "انتخاب تمام موارد"، آدم میماند و گزینه ی "حذف کردن".
اینها را نوشتم که بگویم، دارم این "بد عادتی" را ترک میکنم، اینجا برایم یک جای امن است برای نوشتن آن چیزهایی که وسوسه پیشنویس کردنشان آهسته آهسته آدم را از زین واژه میاندازد، پای اسب سرکش ذهن و کلام را میشکند. یک جای امن برای مفاهیم ساده، برای روزمرگیها، برای نوشتن در لحظه، برای کنار گذاشتن شرط احتیاط، برای آشتی با کلام، تمرین نوشتن حتی.
بی ترسی که زیر ردای ویرایش پنهان میشود.
اینجا تنها یک جای امن است، یک جای امن بیویرایش.
اگر که بشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر