۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

کنج قلندری


وبلاگ آدم را بد عادت می­کند با آن گزینه­ی "ذخیره به عنوان ­پیش­نویس"اش. وسوسه می­شوی همه چیز را پیش­نویس کنی، بعدتر بنشینی به ویرایش، خودت را بگذاری جای خواننده، جای مخاطب عام، مخاطب خاص، هی متن را بخوانی، چینش کلمات، جمله­ها را به هم بریزی. مفاهیم ساده را بپیچی در لفافه­ی ایهام و کنایه که چه حرف مهمی دارم می­زنم من!، درز فاش شدن­ها را بگیری، سوتفاهمات احتمالی را یکسره قلم بگیری، شرط احتیاط را در جای جای متن لحاظ کنی و بعدتر  پیش نویس قلع و قمع شده را ، عاجز و ناقص،  با برچسب "متن کامل" منتشر کنی. 

حالت دیگراش؟ آدم می­ماند و خیل بی­شمار پیش­نویس­های ذخیره شده، که نه به یاد دارد کی و نه چرا نوشته شده­اند و نه دیگر انگیزه­ی منتشر کرد­ن­اشان مانده، آدم می­ماند و گزینه­ی "انتخاب تمام موارد"، آدم می­ماند و گزینه ی "حذف کردن".

این­ها را نوشتم که بگویم، دارم این "بد عادتی" را ترک می­کنم، اینجا برایم یک جای امن است برای نوشتن آن چیزهایی که وسوسه پیش­نویس کردنشان آهسته آهسته آدم را از زین واژه می­اندازد، پای اسب سرکش ذهن و کلام را می­شکند. یک جای امن برای مفاهیم ساده، برای روزمرگی­ها، برای نوشتن در لحظه، برای کنار گذاشتن شرط احتیاط، برای آشتی با کلام، تمرین نوشتن حتی.
بی ترسی که زیر ردای ویرایش پنهان می­شود.

اینجا تنها یک جای امن است، یک جای امن بی­ویرایش.
اگر که بشود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر